وقتی...


وقتی چفیه می اندازم انگشت هایشان را به سویم میگیرند...

وقتی بسیج می روم نگاه هایشان امانم نمی دهد...

وقتی عکس حضرت آقا را روی صفحه گوشی یا کامپیوترم میگذارم

به اعتقاداتم توهین میکنند...

وقتی بی تابی مناطق جنوب را میکنم بی تابی ام را به سخره میگیرند...

وقتی راهی مزار شهدا میشوم می خندند به علاقه هایم...

وقتی در برابرشان بحث هم میکنم جوابم را فحش میدهند...

وقتی میخواهم حرفی بزنم هم کاری میکنند که سکوت را برگزینم...

وقتی غصه ی غصه های امامت را میخوری

غصه هایت را با حرف هایشان دوچندان میکنند...

و...

دیگر قلمم عاجز است از توصیفشان...عجب جماعتی هستند این جماعت...

و حال که اینگونه هستند بگذار برایت بگویم که

همرنگ این جماعت شدن رسوایت میکند...

حال که این جماعت را شناختی بگذار قافیه ها را عوض کنیم...

خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو...

و

خواهی نشوی رسوا همرنگ شهیدان شو

که رنگشان بی رنگیست...

تاریخ ارسال : شنبه 12 دی 1394 08:52 ب.ظ | نویسنده : فاطمه زاده اریفی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : دوشنبه 14 دی 1394 07:01 ب.ظ
سلام . خداقوت
باتشکر بابت ارسال مطلب خوبتان در گلستان بلاگ.
http://golestanblog.ir/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C/
یاعلی. التماس دعا

فاطمه زاده اریفی

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.